على آقا نورى
241
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
باز كرده بود . از اينرو و با توجه به چنين ذهنيتى ، شيعيان از همه بيشتر در هر دورهاى اميد و انتظار داشتند كه مهدى و منجى رهايىبخش به نام « قائم » و از خاندان پيامبر در زمان آنها قيام كند و با درهمشكستن نظامهاى فاسد ، آنان را از رنج و سختى و آزارها و فشارهاى سياسى روزگار برهاند . درست است كه در پس پرده برخى از ادعاها ، اهداف و اغراض شخصى و مادى و بهرهبردارىهاى سياسى وجود داشت اما از همه بيشتر اين موج شديد مهدىخواهى و نجاتطلبى بود كه موجب تطبيق ناآگاهانه و عموما غيرمغرضانه مهدى موعود بر امامان شيعه و يا افراد ديگرى از خاندان پيامبر مىشد . با عنايت به چنين انتظارى بعد از درگذشت هر امام ، رحلت او به باور دستهاى از افراد نمىگنجيد چرا كه قائم مىبايست قبل از مرگش بساط ظلم و ستم را بر مىچيد و با پركردن زمين از عدلوداد ، رسالتش را به اتمام رساند . از اين روى اين دسته يا به انكار درگذشت امام معتقد مىشدند و يا حداقل انتظار آنها اين بود كه امام بعد از رحلتش دوباره به زمين برگردد و وظيفه قائم به شمشير بودن خود را تمام مىكند . بنابراين مىتوان گفت ادعاى مهدويت براى افرادى از خاندان پيامبر و از آن مهمتر تطبيق قائم بر هريك از امامان شيعه و در پى آن انكار مرگ و يا اعتقاد به رجعت او عموما برخاسته از فشارها و بنابر ملاحظات و انتظارات خاص سياسى و گاهى نيز پيشفرضهاى كلامى بوده است . با بررسى تاريخ فرقههايى نظير سبأيه ، كيسانيه ، ناووسيه ، اسماعيليه و واقفيه و برخى از انشعابات علوى در عصر اهل بيت روشن مىشود كه مدعاى نخستين و نقطههاى آغازين ظهور آنها برپايه همين انديشه بوده است . « 1 » نگاهى به گزارشهاى نوبختى و اشعرى در كتاب فرق
--> ( 1 ) . گزارش اجمالى آن را بنگريد : جعفر مرتضى عاملى ، دراسات فى التاريخ و الاسلام ، ص 60 - 70 اين موج مهدويتگرايى به گونهاى جاى خود را باز كرده بود كه نهتنها يكى از مشكلات بنى اميه و بنى عباس گشت ، بلكه خود آنان گاهى مدعى آن مىشدند و يا با جعل احاديثى به مقابله با آن -